/
RSS Feed
| دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند | گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند | |||
| ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت | با من راه نشین بادهٔ مستانه زدند | |||
| آسمان بار امانت نتوانست کشید | قرعهٔ کار بنام من دیوانه زدند | |||
| جنگ هفتاد و دو ملّت همه را عذر بنه | چون ندیدند حقیقت رهِ افسانه زدند | |||
| شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد | صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند | |||
| آتش آن نیست که از شعلهٔ او خندد شمع | آتش آنست که در خرمن پروانه زدند | |||
|
کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب
|
||||
|
تا سر زلف سخن را بقلم شانه زدند
|
||||
از آنالوگ تا غربیلک
از غربیلک تا دیجیتال
این دقیقا همه معرفه های معارفه و تودیع و تودیع و معارفه روزمرگی کاری من هست
من مهدی مقدم دوست ، دومیم دال
اهل ایران ، ساکن تهران
مقیم شهر جدید پردیس
و در انتظار به سر رسیدن روز شمار
روز شماری برای دهاتی شدن و رهایی از زندگی شهری
امید که عمری باشد و این توفیق حاصل شود …
همه جا . همه وقت . یاعلی